وقتی دزد به خانه‌ی خودمان می‌زند

طبیعتا برای ما ساکنین ایران که تماشای فیلم‌های روز دنیا همزمان با نمایش آن در سینماهای سراسر جهان و حتی جشنواره‌های معتبر و همچنین نمایش این فیلم‌ها در پردیس‌های سینمایی کشورمان جذاب و دل‌خواسته است، پیوستن به کنوانسیون جهانی بِرْن، جهت حمایت از حق تکثیر و حق مولف در آثار ادبی و هنری، کاری دشوار به نظر می‌رسد. اما این ماجرا سوی دیگری هم دارد و آن زمانی است که دزد به خانه‌ی خودمان می‌زند و حالا فریاد وا اسفایمان از ته دل است.
البته که می‌شود طبق معمول روی صورت مسئله با گفتن این موضوع که تماشای فیلم و سریال‌های روز دنیا تنها دلخوشی مردم فلک‌زده‌ی این سرزمین است ماله کشی کرد و شاید منِ نگارنده هم از این قاعده مستثنی نباشم.
اما اگر بنا را بر قابل قبول بودن گزاره‌ی دوم نیز بگذاریم، باید همدلی‌مان در رابطه با آثار تولید شده در این سرزمین خالی از دلخوشی بیشتر باشد و حالا که دستمان از بردن شکایت به معاهده جهانی کپی‌رایت کوتاه است، به صورت خودجوش خودمان از حقوق مولفان وطنی محافظت کنیم.
ای کاش به جای ساخت فیلم‌های پشت صحنه که اکثر دقایق آن به نمایش سلبریتی‌ها و خنده‌ها و نشاط پشت صحنه اشاره دارد، مستندهایی ساخته می‌شد تا مردم بدانند که فیلمسازان بخصوص فیلمسازان فیلم اولی با چه وضعیت اسفناکی در حالیکه کلاه خود و زره و پوتین آهنین بر تن کرده‌اند با موانع بی‌حساب و بی‌اندازه‌ی ساخت فیلم دست و پنجه نرم می‌کنند، تا جایی که اگر از گذراندن مراحل اداری مرسوم و اخذ پروانه‌ها و مجوزها و اعمال ممیزی‌ها و ... به سلامت عبور کردند و وارد مراحل امضای قراردادها و جذب سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده شدند، این تازه ابتدای راه پر دست انداز پروسه‌ی فیلمسازی است و تا رسیدن به مقصد که اکران در سینماها باشد غول‌های بی‌شاخ و دم بسیاری قرار است بر سر راهشان سبز شوند.
اما صفحات مجازی از چهره‌های سلبریتی‌ها و حضورشان در برنامه‌های تاک‌شویی پر شده‌اند که همین تصاویر احتمالا باعث می‌شود به جای همدلی گاهی دلمان از زمین خوردن فیلم فلان کارگردان یا فلان بازیگر موفق خنک شود! (تعارف که نداریم، از تربیت رایج ایرانی‌هاست که به آن افتخار نمی‌کنیم)
اما اگر بدانیم که تولید هر فیلم در ایران همچون تولد یک بچه شبیه معجزه‌ی الهی است، آن‌وقت وجدانمان قبول نمی‌کند که بی هزینه‌ی اندک خرید بلیت، آن فیلم را ببینیم. زیرا در ایران برخلاف کشورهای دیگر تولید فیلم فرآیندی نظام‌مند با همراهی کمپانی‌های قدر فیلمسازی نیست و کاملا متکی به افرادی است که با میان گذاشتن اعتبار مادی و معنوی‌شان هر بار به عشق سینما دست به ریسک تولید می‌زنند، و فیلمی می‌سازند که ممکن است در این مدیریت ملوک الطوایفی به جز ماندن در صف طولانی اکران بی در و پیکر، گاهی سانسور، توقیف و یا قاچاق شود.
مردم باید بدانند که این سینما فرزندان خلف کم دارد، سرمایه‌گذار شریف در آن انگشت‌شمار است و تهیه‌کننده‌ی کاربلد گوهری است کم‌یاب. حالا که عده‌ای که روز به روز تعدادشان رو به افزایش است، عادت کرده‌اند که بر سر این سفره حقیر، نمک خورده و نمکدان بشکنند، عده‌ای از فرط پرونده‌های سنگین فساد مالی در زندان مشغول آب خنک خوردن هستند و عده‌ای نیز برای دریوزگی چند لایک و فالوور بیشتر چه خوش رقصی‌ها که نمی‌کنند، بیایید قدر این گروه سینما دوست، سلامت و کاربلد فیلم #شنای_پروانه را بدانیم و به پاس احترامی که با تولید این فیلم خوب برای وقت و شعور بینندگانشان قائل شدند و به پاس خط‌شکنی که در روزهای اولیه بازگشایی سینما، تنها به عشق زنده ماندن سینما انجام دادند و فیلمشان را به نوعی قربانی شرایط غیرمترقبه‌ی این بیماری مرموز کردند تا بلکه چراغ سینما را روشن نگاه دارند، ما نیز فیلمشان را در این اکران مجدد که در پی قاچاق نابهنگام و ناجوانمردانه اتفاق افتاد، در سینما و قانونی ببینیم.
طبق معمول در شرایط سخت تنها روی حمایت بی‌ریای مردم می‌توان حساب کرد، زیرا در همین شرایط هم، عده‌ای از متولیان به جای دست‌گیری از هنرمندان ترجیح می‌دهند لگدی به لاشه‌ی فیلم بزنند و پس از رقص سرخپوستی بر سر نعش آن، صدقه‌ای از روی رندی به صاحب اثر بپردازند و ژست حمایت بگیرند.
نگذاریم که سینما بیش از این به نااهلانش سپرده شود. حمایت مردم تنها دلخوشی فیلمسازان بخش خصوصی برای ادامه‌ حرکت در این مسیر دشوار است.
#دنیا_چهرازی

جشنواره سال ۹۹  سال سیاه نقدهای سفارشی 

جشنواره سال ۹۹ 
سال سیاه نقدهای سفارشی 
تماشاگران به خوبی متوجه نقدهای سفارشی می شوند 
فقط این اعتبار منتقدان است که زیر سوال می رود 


محمد تاجیک : 


*در جشنواره فیلم فجر سال ۹۹ ، با پدیده عجیب و غریب و بی سابقه نقدهای سفارشی مواجهیم که قطعا تبعات منفی بسیاری خواهد شد .

*البته در سال کرونا و در چند سال اخیر  ، با پدیده های  عجیب و غریب دیگری  در امر اطلاع رسانی مواجه بوده ایم ....از اعلام آمارهای اغراق شده در زمینه رکورد شکنی سریالهایی مثل سریال آقازاده و یا اخبار رپرتاژ گونه و اغراق شده درباره دیگر سریالهای شبکه نمایش خانگی .


*و حالا با پدیده عجیب نقد سفارشی  مواجه هستیم که قطعا لطمه های آن به سینما و اعتبار منتقدان و اعتماد تماشاگران غیر قابل انکار است.

 *در ماجرای انتشار اخبار اغراق گونه درباره فیلمها و سریالها ، متاسفانه شاهد خریده شدن خیلی از رسانه های رسمی و غیر رسمی سینمایی و غیر سینمایی توسط چند وی او دی معروف هستیم .انتشار نقدهای سفارشی در کانالهای و صفحات پربازدید کننده ،سوئ استفاده تبلیغاتی از نظرات منتقدان در خوشبینانه ترین حالت است و در بدبینانه ترین حالت خریده شدن برخی از منتقدان از سوی دفاتر فیلمسازی است .

*من با خیلی  از خبرنگاران و روزنامه نگاران صحبت کرده ام و حتی در مطالب برخی از آنها نیز به خوبی این موضوع را دیده ام که آنها هم به خوبی متوجه شده اند که بسیاری از نقدهایی که در صفحات پر فالوور منتشر می شود سفارشی است و این موضوع بسیار تابلو و رو شده است .

*این صفحات پر بازدید سینمایی و غیر سینمایی که بر اساس دریافت پول ، خبر کار می کنند با این رویکردشان لطمه بزرگی به اعتماد مخاطب به رسانه ها و منتقدان می زنند .

*وقتی فیلمی بسیار ضعیف است چرا باید نقدهای سفارشی در ستایش از این فیلمها منتشر شود ؟چرا در هیچ کدام از این رسانه های پر فالوور ، هیچ نقد منفی و مخالفی منتشر نمی شود ؟


*سینمای ایران پدیده عجیب و غریبی است ...سالها یکسری از فیلمها برای اینکه پر مخاطب و پر فروش نشان داده شوند کلی بلیط از سوی تهیه کنندگان خریده می شد و به نوعی به پرفروش نمایی عجیبی دامن زده می شد الان هم که یکسری رسانه ها و مشاور رسانه ای ها اخبار اغراق شده منتشر می کنند و حالا نوبت نقدهای سفارشی شده است .در زمینه حضورهای بین المللی هم که شاهد اخبار دروغ و جعلی و کم اهمیت ولی اغراق شده هستیم ...


*در سینمای ایران همه چیز با پول خریدنی شده است ...تماشاگر را که با بلیطهای رایگان و ....می خرند، اخبار را هم که با دادن پول به سایتها و کانالهای پر بیننده ،به شکل اغراق آمیز و غلو شده ای منتشر می کنند ،نقدهای سفارشی هم که توسط منتقدان نوشته می شود .ولی تاریخ و گذشت زمان نشان داده که اگر بتوان تماشاگر و منتقد و رسانه را با پول خرید ولی علاقه مندان جدی سینما و هنر و مردم از بین همه این اخبار جعلی و نقدهای اغراق شده ، فیلم محبوب خود را انتخاب می کنند.